هفته 27
سلام عسل مامان تو این هفته برگشتیم خونه خودمون با ماشین جدیدمون اومدیم منم توش خیلی راحت بودم اصلا اذیت نشدم ....صبح خیلی زود حرکت کردیم طلوع آفتاب رو هم دیدیم خیلی قشنگ و رویایی بود ....برا من که تو این 6 ماه هیچ جایی نرفته بودم واقعا منظره ی زیبا و رویایی بود ... روز بعد هم رفتیم پیش دکتر گفت همه چی خوب و طبیعیه خداروشکر ...سونو کرد و من دختر گلم رو دیدم که داشت بازی میکرد واسه خودش فدات شم مامانی ...دکتر گفت ببین داره واسه مامانش خودشو تکون میده ...خیلی خوشحال شدم وقتی دیدمت هر باری که میبینمت انگار دنیا رو بهم دادن ...مامانی زودی توپولی شو رو رشد کن تا بتونم خودت رو ببینم ...ببویم ...ببوسم ...فدات شم دارم لحظه شماری میکنم برا در...
نویسنده :
مامان ناهــید...
16:01



